إِلَيْهَا وَ يَنْبَغِي لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لَا يَتَّهِمَ اللَّهَ فِي قَضَائِهِ وَ لَا يَسْتَبْطِئَهُ فِي رِزْقِهِ.»» فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أُرِيدُ أَنْ أَكْتُبَهُ. قَالَ: فَضَرَبَ وَ اللَّهِ يَدَهُ إِلَى الدَّوَاةِ لِيَضَعَهَا بَيْنَ يَدَيَّ فَتَنَاوَلْتُ يَدَهُ فَقَبَّلْتُهَا وَ أَخَذْتُ الدَّوَاةَ فَكَتَبْتُهُ.
الكافي، ج۲، ص۵۹
از علی بن اَسباط نقل شده است:
از امام ابوالحسن رضا (علیهالسلام) شنیدم که میفرمودند:
«در آن گنجی که خداوند (عزّوجلّ) فرمود: «وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما»؛ «زیر آن (دیوار) گنجی بود.»
، نوشته شده بود: «بسم الله الرحمن الرحیم
تعجب میکنم از کسی که یقین به مرگ دارد؛ که چگونه فرحناک میشود؟!
تعجب میکنم از کسی که یقین به تقدیر دارد؛ که چگونه غمگین میشود؟!
تعجب میکنم از کسی که دنیا را و دگرگونیهایش نسبت به اهلش را میبیند؛ که چگونه به دنیا اتکا میکند؟!
شایسته است برای کسی که پیرامون خداوند تعقّل میکند؛ که خداوند را در قضایش متهم نسازد و او را در روزیرسانیاش به کُندی نسبت ندهد.»»
عرض کردم: فدایتان شوم، میخواهم آنچه فرمودید را بنویسم.
آنگاه - به خدا قسم - حضرت به دوات دست بردند تا آن را بهدست من دهند. من نیز دست ایشان را گرفتم و بوسیدم و دوات را از ایشان گرفتم و فرمایششان را نوشتم.
پاورقی و پانوشت در مطلب بعدی
کـانـال «حـدیـثـنـا»:
@hadithona
@hadithona