يَحْفَظَانِهِ مِنْ أَنْ يَسْقُطَ مِنْ رَأْسِ جَبَلٍ أَوْ يَقَعَ فِي بِئْرٍ فَإِذَا نَزَلَ الْقَضَاءُ خَلَّيَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ كُلِّ شَيْءٍ.»»
الكافي، ج۲، ص۵۹
از سعید بن قیس همْدانی نقل شده است:
روزی، در میانهی جنگ چشمم به مردی افتاد که [زره نپوشیده بود و فقط] دو پیراهن به تن داشت! (بهسویش) حرکت کردم تا ببینم کیست. ناگهان دیدم امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است.
عرض کردم: ای امیر مؤمنان! در چنین موقعیتی (چنین پوششی دارید؟)
حضرت فرمودند:
«بله، ای سعید بن قیس! بهراستی هیچ بندهای نیست مگراینکه از جانب خداوند، همراه او محافظ و نگهداری گماشته شده است؛
دو فرشتهای که از او محافظت میکنند تا از نوک کوهی سقوط نکند یا در قعر چاهی نیفتد.
هرگاه قضاء
نازل شود، میان او و هر چیز دیگری خالی میشود.»
•┈┈••✾••✾••┈┈•
…عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْعَرْزَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: «كَانَ قَنْبَرٌ غُلَامُ عَلِيٍّ يُحِبُّ عَلِيّاً ع حُبّاً شَدِيداً فَإِذَا خَرَجَ عَلِيٌّ ص خَرَجَ عَلَى أَثَرِهِ بِالسَّيْفِ فَرَآهُ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَقَالَ: «يَا قَنْبَرُ مَا لَكَ؟» فَقَالَ: جِئْتُ لِأَمْشِيَ خَلْفَكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ. قَالَ: «وَيْحَكَ أَ مِنْ أَهْلِ السَّمَاءِ تَحْرُسُنِي أَوْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ؟» فَقَالَ: لَا بَلْ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ. فَقَالَ: «إِنَّ أَهْلَ الْأَرْضِ لَا يَسْتَطِيعُونَ لِي شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ مِنَ السَّمَاءِ فَارْجِعْ!» فَرَجَعَ.»
الكافي، ج۲، ص۵۹
از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است:
«قنبر، غلام امام علی (علیهالسلام)، ایشان را بهشدت دوست میداشت. وقتی امام علی (صلواتاللهعلیه) بیرون میرفتند، با شمشیر بهدنبال ایشان میرفت.
یک شب امیرالمؤمنین (علیهالسلام) او را دیدند و فرمودند: «قنبر! (اینجا) چه میکنی؟»
قنبر عرض کرد: آمدهام تا پشت شما راه بروم (و از شما محافظت کنم.)
حضرت فرمودند: «وای بر تو! میخواهی مرا از اهل آسمان پاسداری کنی یا از اهل زمین؟»
عرض کرد: نه؛ از اهل زمین.
آنگاه حضرت فرمودند: «اهل زمین، جز به اذن خداوند که از آسمان میآید، نمیتوانند آسیبی به من رسانند. پس (به خانه) برگرد!»
قنبر نیز