Gap messenger
Download

عملیات محرم بود. توی نفربر بی‌سیم نشسته بودیم. آقا مهدی دو سه شب بود نخوابیده بود. داشتیم حرف می‌زدیم. یک مرتبه دیدم جواب نمی‌دهد. همان‌طور نشسته خوابش برده بود. چیزی نگفتم. پنج شش دقیقه بعد از خواب پرید. کلافه شده بود بدجور. جعفری پرسید: «چی شده؟» جواب نداد. سرش را برگردانده بود طرف پنجره و بیرون را نگاه می‌کرد. زیر لب گفت: «اون بیرون بسیجی‌ها دارن می‌جنگن، زخمی می‌شن، شهید می‌شن، گرفته‌ام خوابیده‌ام!»
یک ساعتی کسی حرفی نزد.

شهید مهدی زین‌الدین

#پوسترشماره۲
#سیرهخوبان

🔥نشر حداکثری🔥
♻نشر با ذکر صلوات♻

🇯🇴🇮🇳
💯پیشنهاد عضويت ‌ ‌
❤️❤️👇👇👇
https://zil.ink/slook313

20 June 2020 | 03:35