مقاومت؛ پیشران جامعه واحده حسینی
راهپیمایی اربعین؛ اثبات عملی یک «امکان» و صورتبندی امر آینده
چکیده یادداشت
علی کاکادزفولی: درک تحولات جامعه ایران مستلزم توجه به «تخیل اجتماعی» است؛ نظامی از روایتها و انگارههای مشترک که به کنشهای جمعی معنا میبخشد. اربعین را نمیتوان صرفاً به عنوان مناسک مذهبی یا بسیج دولتی تقلیل داد، چرا که این پدیده با فعالسازی سه ساحت «تخیل گذشته»، «تخیل حال» و «تخیل آینده»، به کارگاهی برای ساختن سوژه سیاسی-تمدنی بدل شده است.
اربعین، روایت عاشورا را از حافظه تاریخی به تجربه زیسته تبدیل میکند. زائر با پیمودن مسیر، واقعه کربلا را از گذشتهای انتزاعی به پارادایمی حاضر برای تفسیر جهان بدل میکند. دوگانههای عدالت/ستم یا نور/ظلمت، به ابزارهای هرمنوتیک برای معنابخشی به وضعیت کنونی تبدیل میشوند. این فرآیند، مقاومت را از محاسبات عقلانی فراتر برده و به آن عمق وجودی میبخشد.
اربعین نظم فردگرایانه و سودمحور جهان معاصر را به چالش میکشد. در جغرافیای این راهپیمایی، اقتصاد هدیه جایگزین منطق بازار میشود و همبستگی افقی، سلسلهمراتب اجتماعی را متزلزل میکند. این تجربه، اثباتی عینی است که نشان میدهد جامعهای مبتنی بر برادری و معنویت نه یک آرمان دستنیافتنی، بلکه امری ممکن است. پرسش بنیادین اینجاست: اگر این نظم در مقیاس میلیونی ممکن است، چرا نتوان آن را تعمیم داد؟
اربعین صرفاً آیین یادبود نیست، بلکه رزمایشی برای جامعه موعود شیعی است. این رویداد، مفهوم انتظار را از حالت انفعالی به «انتظار فعال» تبدیل میکند، جایی که هر زائر خود را زمینهساز نظم آینده میبیند. پیوند با این آرمان، به کنشهای جمعی استقامتی بیپایان میبخشد و آنها را در مسیری بلندمدت قرار میدهد.
این راهپیمایی، مهندسی تخیل جمعی را ممکن میسازد: مقاومت را از واکنش تدافعی به حرکتی سازنده بدل میکند که نه بر اساس طرد «آنچه هست»، بلکه با عشق به «آنچه باید باشد» پیش میرود. آینده ایران بیش از آنکه تابع متغیرهای متعارف باشد، محصول چنین نیروهای تاریخی است که از دل این فرآیندهای معناساز برمیخیزد. تحلیل ایران بدون توجه به این لایه عمیق، ناتمام خواهد بود.
متن کامل را در پیوند زیر بخوانید:
http://vtn.ir/001idn
@vatanemrooz