شراب در شرعت حرام است...
ولی شادیِ من است در دوریِ یار
مانند شکوفایی گلهاست...
برای من جایز است با این غم دوری یار را پنهان کنم؛
لباس سیاه،لباس سیاه،لباس سیاه برایم بیاور!
چند شاخه گلِ تازه، سه چهار شاخه برایم بیاور
برو پیشاور لباس سیاه برایم بیاور
گلهای تازه برایم بیاور!
ما مستِ محبتیم و تو مست غرور
فرق است ز مستیِ تو تا مستیِ ما!
کاش از تو دختری داشتم،بسیار شبیه تو.
و میشد همانطور که پیر میشوم؛ جوان شدن تو را تماشا کنم!
این بدن های لخت و نیمه لختی که هر روز در خیابان میبینم، اصلا شایسته نیستند که مادر و فرزندانمان باشد چه برسد که بهشت زیر پاهایشان باشد!
در تمام دنیا ، زنی زیباتر از تو نیست. اما مشکل تو، مثل مشکل گلیست که نمیتواند عطر خویش را احساس کند.
مثل مشکل کتابیست که نمی تواند خودش را بخواند...
پاکدامنی در زن مانند شجاعت در مرد است؛ من از مرد ترسو آنگونه متنفرم، که از زنِ نانجیب متنفرم...
مادمازل به این فکر نمیکند که از تمام دخترانی که در نظرش شاد و خندان و زیبا رو هستند، چرا مردان متدین زنی آرام و منطقی میطلبند برای زندگی؟!
با وسواس به او نگاه میکردم و او، بی اعتنا به خودش.
صورتش هیچ وقت رنگ و لعاب خاصی نداشت؛ نه گونه هایی رنگی و نه لب های سرخ. عاری از هر گونه آرایش.
زمزمه میکرد شبیه به مردهای متحرک!
بازم هم میگویم تا به حال شده دلتان بخواهد کسی را ببوسید که به هیچ وجه اجازهاش را ندارید؟...
من شاهد نگاهِ مرد هایی بودم که با حسرت نظارهاش میکردند!
حسرتِ یکبار لمس!
حسرتِ حرف زدن با او...
حسرتِ کنار او بودن...
حسرتِ لذتِ زندگی با او!...
سلام مادمازل شرقی
معصومیت،نجیبترین بخشِ زندگی!
هر وقت که نوشته ها و اتفاقات این چند سال را مرور میکنم همه ی حرفهایم تکراری، و یک چیز ثابت؛ اه و افسوس خوردن برای از دست دادن او، بیمهر بودنها؛ زندهبودن و ناسپاسی و انجام ندادن کار ، تصمیم درست. میترسم تا روز مرگ به او فکر کنم. من کی و چطور زندگی کردم؟
من زندگی کردم؟
من زنده میمانم؟...
مدال باید انداخت، بر گردن کسی که مادمازل غمگین من را بخنداند!
چشم تو را به سرمه کشیدن چه حاجت است؟
کوته کن این بهانهی دنباله دار را
و حالا او ...
زنی با کارهایی عجیب
نوشتههایی غمگین
صورتی خندان
درونی پر از جنگ
و ظاهری آرام بود!
تو را چه کسی اسراف میکند؟!
در حالی که من به ذره ذرهٔ تو محتاجم...
زندگی کردن به عمر کردن نبود، بیست و هشت سال خزان عمرم به فدایت بهارِ زندگی!:)
تو که منو نمیخواستی چرا بازیم دادی ناجنس هان؟